د



پست ثابت

ادامه نوشته

خوشبختی

خوشبختی
همیشه داشتنِ چیزی نیست.
خوشبختی گاهی لذت عمیق
از نداشته‌هاست!
«یک نوع رهایی» که شبیه به هیچ چیز نیست؛ و گاهی ساده و غیرقابل تصور است.

مشکلات

مشکلات انسان‌هاي بزرگ را متعالی می‌سازند

و انسان‌هاي کوچک را متلاشی…

حسودی

به کسانی که به شما حسودی می کنند احترام بگذارید، زیرا آنها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند؛ شما بهتر از آنها هستید

 

خدایا

خدايا .... 

خيلي ها دلمو شکستن ؛ ديگه تحمل ندارم !

شب بيا باهم بريم سراغشون ....

من نشونت ميدم ؛

تو ببخششون ... !!!

عید

عید قربان به همتون مبارک

 

انشالله هممون بتونیم به هوای نفس و خواسته های خودمون غلبه کنیم

 

و

 

چیزی رو که خدا ازمون میخواد انجام بدیم

الهی

 

 

الهي !!!!

خداي تنهاييِ من......

چه بسا هر گره اي كه در كار من مي اندازي

همچون گره هاي قالي باشد كه با آنها براي

سرنوشتم نقشي زيبا بيافريني

 

 

.....

 

 

ما آدمـــــــــــا ؛

همیشه دلــــــتنگ اونــــــی هستیم که نیــــست ،

حوصـــــله ی کســــــــی رو نداریــــــــــم که هســــــت ....

به خاطر همینه که هــــــــرگز خوشــــــحال نیستیم.!!!

 

 

زیباست

 

 

چقدر دوستت دارم جمله ی زیبائیست

وقتی که آن را از زبان شیرین و قلب پر احساست میشنوم

دلتنگم اما...

دلتنگی هایم را به یاد دیدنت شیرین کرده ام...

وجودم آغوشت را میطلبد..

 

 

بوی تو

 

 

این روزها همه چیز بــــــــــــوی تو را دارد حتی هوا … 



آنقدر زیاد که دوســـــت دارم … 



رگـــــــــــــــهایم هم احساســـــت کنند …

 

 

صبر

 

 

صبر کردن گاهی معجزه میکند...

تنهایی هایت را پیش فروش نکن...

فصلش که برسد به قیمت بالا میخرند..

 

 

خودکشی

 

 

گاهی آدم به جایی می¬رسد که دست به خودکشی می¬زند!!!
نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند... نه...
قید احساسش را می¬زند.

 

 

قلب

 

 

کسی رو برای دوست داشتن انتخاب کن که قلب بزرگی داشته باشه تا مجبور

نشی به خاطر اینکه تو قلبش وارد بشی خودت را کوچک کنی

 

 

یاد

خدایا!



یادم بده



یاد بگیرم



یادم باشد



یادت باشم!

....



یادت بخیر وبلاگم

چه شبایی رو تو تو صبح کردمو چقدر آدما اومدنو رفتن



...........

گاهی هر چی بیشتر سعی میکنی بیشتر فرو میری

نمیدونم من آبکبم یا دنیا باتلاقه

هر چی هست راه فراری نیست

کودکی

دلم برای خودم،

دلم برای دغدغه ها و آرزوهایم،

دلم برای صمیمیت سیال کودکی ام تنگ شده

نمی دانم کدام روز

در پشت کدام حصار بلند

کودکی ام را جا گذاشتم

کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را

دوباره به طرفم پرتاب کند .. ؟

دل من



دل من باز مي نالد ومي گريد
قلب من باز ترك مي خورد ومي شكند
باز هنگام سفر است
ومن از چشمانت مي خوانم
كه به آساني ازين شهر خواهي گذشت
ونخواهي فهميد
بي تو اين باغ پر از تنهايي است
بي تو اين باغ پر از بي مهري است
بي تو اين باغ پر از ياييز است


پستی



کاش انسانها همان قدر که از ارتفاع میترسیدند , از "پستی" هم میترسیدند!!







وقتی نگاه عاشق کسی به توست می بینی اما،دلت بسته به مهر دیگری است.

بی اعتنا می گذری وعاشقانه به کسی می نگری... که دلش پیش تو نیست



به خود تکیه کن




هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که

دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد !

تنها به توانایی های خود اندیشه کن


جدا شدن


از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم



امروز صفحه ي خالي زندگي ام پر شده بود

ديگر از هيچ كس نمي ترسيدم

گفتني ها را حرف زدم

كودكي ها رو مرور كردم

و زمان فراموش شد

كنار مهرباني تو مهرباني من هيچ بود

همه چيز ارام بود حتي نفس هاي من و تو ...

حتي دل ها هم قدرت اين يكي شدن را نداشتن

من حس مي كردم با تو و كنار تو هستم

نه هزاران كيلومتر دور از تو

امروز باز هم دلتنگي را تجربه كردم

خيلي وقت بود حس دل تنگ شدن نداشتم

زيرا هميشه دل تنگ بودم

امروز خنده هايم بلند بود

و قلبم پر از شادي

انگار نه انگار رختخوابم خيس از اشك بود

كاش مي شد هر لحظه با تو بود و با تو خنديد

كاش زندگي دو صفحه داشت

صفحه ي اول تو صفحه ي دوم من

وهيچ  كس خلوت صفحه ها را به هم نمي ريخت

 وكيبورد هم كار دل را مي كرد

كاش زندگي فقط همين بود فقط همين

كاش مي شد حرف ها رو شست تا صادق مي شدن

كاش مي شد اعتماد را تزريق كرد

تا هركس را دوست داري اعتمادش را جلب كني

كاش مي شد فاصله را از بين برد

تا يك شهر به يك قدم تبديل مي شد

اما سخت تر از اين ها گفتن دوباره دوستت دارم است

و باور اين كه كسي دوستت دارد

كاش مي شد همه چيز را باور كرد

حتي خيال هاي پوچ كودكانه را ...

اما كاش مي شد هيچ چيز خيال نبود

كاش مي شد همه چيز را به واقعيت نزديك كرد

كاش همه چيز حقيقت داشت

حتي يك عشق مجازي

اشک خون


لبخند بزن



لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا

و بدان که روزی آنقدر شرمنده می شود


که  به جای پاسخ به لبخندهایت

با تمام سازهایت می رقصد

باور کن


آسمون

خوشـ به حال آسمونــ

که هر وقتــ دلش بگیره بی بهونه می باره …

به کسی توجه نمی کنه …

از کسی خجالت نمی کشه …

می باره و می باره و …

اینقدر می باره تا آبی شه … ‌

آفتابی شه…!!!


کاشــ …


+کاشــ می شد مثل آسمون بود …

کاشــ می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی …

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده …

انگار نه انگار که غمی بوده …

همه چیز فراموشت بشه …!!!

+کاشــ می شد



شب



شب و تنهایی و فکرهای پوچ

پوچتر از پوچ




بی تو




دل من باز مي نالد ومي گريد
قلب من باز ترك مي خورد ومي شكند
باز هنگام سفر است
ومن از چشمانت مي خوانم
كه به آساني ازين شهر خواهي گذشت
ونخواهي فهميد
بي تو اين باغ پر از تنهايي است
بي تو اين باغ پر از بي مهري است
بي تو اين باغ پر از ياييز است



دل



دل یک کلمس

یک کلمه که اندازه یه دنیاس

کلماتی که بعدش میاد همیشه سستی و ضعف و بیچارگیه

مثل

دلباخته

دلشکسته

ولی تو بیشتر وقتا اگه کلمه قبلش بیاد اینطور نیست 

مثل

سنگ دل

دریا دل

موندم تو کار این کلمات

انگار اینام میدونن تو این زمونه هر جا با دلت بری و دلت جلو باشه چیزی جز بدی و ضعف  نصیبت نمیشه



ستون



ویران شد از نگاهت بنای استوار دلم ، حالا تو تنها ستون این ویرانه ای . . .



کلاغ



کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست


اما آنقدر با وفایند که شاخه های خشک درختان را در فصل سرد زمستان



تنها نمیگذارند . . .



بدرود

هنوز بدرود نگفتی


دلم برات تنگ شده



چه بر من خواهد گذشت



زمانی که از من دور باشی



وقتی تنهایی



به من بیندیش



که من در رویای تو



شعر خواهم سرود



برای چشمانت و دلتنگی


....

همیشه ایمان داشته ام " سکوت" شرافتی دارد که گفتن ندارد...

ترس

کاش انسانها همان قدر که از ارتفاع میترسیدند , از "پستی" هم میترسیدند!!


دلتنگی

دِلتـَنگـے


عـِیـن آتـَش زیـرِ خـاکـِستـَر اَست

گـاهـے

فـِکـر میکـُنے تـَمـام شـُده

اَمـا یـِک دَفـعـه

تـَمـآم وُجـودَت را آتـَش مے زَنـَد

هوایت

امروز هوایت به سرم زد

از پاهایم بالا رفتاز گردنم گذشت

و بعد چانه...

تا به لبم رسید فوتش کردم ....

نخواستم که دوباره سر به هوایت شوم...

تا به لبم رسید فوتش کردم ....

نخواستم که دوباره سر به هوایت شوم...

خواهم گفت ....

به ستاره ها خواهم گفت :

تا آن زمان که سحر میدمد،

بر جاده های شبت بتابند تا مسیر آرزوهایت بی نور

نماند...


ادامه نوشته

دلشکستن

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

این شقایق با نگاهی سرد پرپر میشود

میز شیشه ای

یک نفر تعریف می کرد که:
-----------------------------
می خواستیم یک میز شیشه ای بخریم آخه تازه مد شده
مامانم گفت ممکنه بچه ها بشکنند ، خطرناکه !
خواهرم گفت لک میشه تمیز کردنش مکافاته !
... برادرم گفت سنگینه نمیشه جابجاش کرد !

اما راستشو بخواید ، با شما که از این حرفا نداریم
همه میخوان دماغشونو بمالن زیر میز
زیر میز شیشه ای نمیشه

عمر

گر یک نفست به زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

عمر است چنان کش گذرانی گذرد

کلاغ آخر قصه

هرچه میروم نمیرسم,


گاه با خود میفکرم

.

.

.

.


نکند من باشم کلاغ آخر قصه ها...

ویژه عشاق ولنتاین

 عاشق باش! جوری عاشق باش که انگار خاک برسر تر از تو وجود نداره

رفت و با غم ها مرا تنها گذاشت 

 

چون نسیم تندپو از من گریخت 

 

آهوانه سر به صحراها گذاشت .

 

ماه را گفتم که : ماهِ من کجاست ؟

ادامه نوشته

وفاداری

هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه

براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه

مهم اثبات وفاداری دریاست

دلگیر

هر وقت خواستی بفهمی کسی چهقدر عمیق دوستت دارد، و ارزشت برایش را 

محک بزنی، وقتی تو دلگیری و ناراحت، مخصوصا از چیزی مربوط به او، ببین آیا رضایت 

میدهد به لبخند لبهایت، و یا، میکوشد چشمهایت را بخنداند؟

سفر کرده

اي سفر کرده ، بيا !


بي تو گلبوته ي عمرم پژمرد


بي تو جانم فرسود


تک چراغ شب بختم افسرد

ادامه نوشته

آپ الکی

لجبازی لر با خدا ابر میفرستی بارون  نمیدی منم و ضو میگیرم نماز نمی خونم


به ترکه میگه فرق زنجیر با انجیر جیه ؟ میگه اگه خوش شانس باشی زن جیرت میاد اگه بد شانس باشی  انجیرت میاد

خاطرت

هوا سرد است...

تو مرا تنگ در آغوش می گیری.

تنت را بو میکشم

دستانت را می فشارم

هوا سرد است ... دلم می لرزد

اما

گرمای قلبت را حس میکنم

مست می شوم در ثانیه هایی که با عطر تنت نفس میکشم.

همه عمر شراب شیراز خواهی ماند

آنجا در آن دور دست ها

خواهم نشست و بالاپوش بنفش را بخود می پیچم.

همراه لای لای صندلی، زمان را ورق خواهم زد

لبخند میزنم... لبخند می زنی برای همه‌ی گذشته ها

سهم من... همه‌ی خاطرات تو شد برای همه عمر

حرام شدم

قلبم را درمجری کهنه ای قایم میکنم

در اتاقی که هیچ دریچه ایش نیست

از مهتابی به روی کوچه تاریک

خم میشوم

و به جای همه نومیدان گریه میکنم....

آه من حرام شدم....